#ما_پنج_نفر_پارت_161


_احسان بود..

زودباش بریم.

_اوکی بریم!

پسرابعدازپوشیدن لباس هاشون وگفتن یه خداحافظی سرسری تندرفتن.

زهراگفت:

_میگماحوصلمون پکیدبلندشیم یه جابریم اگه قراربودتوخونه بشینیم که تهران میموندیم.

_والابه خداموافقم

لعیاگفت:

_حالاکجابریم؟

_بازار

ساراگفت:

_اه ه ه ه ساغرتوخسته نمیشی انقدرخریدمیکنی؟

همش بازار.


romangram.com | @romangram_com