#ما_پنج_نفر_پارت_159
خب خب کارم تموم شد.
حالامیتونم باخیال راحت صبحونم روبخورم.
چندباری موقع لقمه گرفتن نگاه خیره ای رو روی خودم احساس می کردم اماوقتی سرموبلندمی کردم هیچکس نبود .
شایدخیالاتی شدم.!!!!
صبحونه راخوردیم.
پسرانذاشتن مامیزجمع کنیم وخودشون جمع کردن.
((ماشالا ماشالا چه جنتلمن))
موبایل پارسازنگ خورد.
پارسا:
_سلام داداش
_.............
_مرسی
romangram.com | @romangram_com