#لالایی_بیداری_پارت_142
از دو تا کلمهی چهارشنبه یکی از روزای هفته درست شده و سوری که تو زبان کردی به معنی سرخِ.
معمولاً از عصر آتیش و روشن میکنن و تا دم دمای صبح روشن نگهش میدارن. همه از رو آتیش میپرن و میگن: " زردی من از تو، سرخی تو از من" که یه نشونه برای تطهیره. در واقع این شعر و میخونن تا به جای زردی و مریضی و مشکلات از آتیش سرخی و گرمی و نیرو بگیرن.
اون زمانها آتیش و رو پشت بومها روشن میکردن که بنا به گفتهی بعضی از نیاکان این آتش که دود میکنه و شعله میکشه و روح مردهها رو به راه خودشون هدایت میکنه. یه چیزی مثل ... یه چیزی مثل فانوس روشن کردن و تو قایق گذاشتن مردم چین و ژاپن. اونا هم وقتی عزیزشون میمیره فانوس درست میکنن و میزارن تو قایق و میزارنش روی آب که از آب بگذره و روحشون راه خودشون و پیدا کنن. این جوری میگن روح عبور می کنه.
این آتیش روشن کردن و تو بعضی از کشورهای دیگه هم میتونیم ببینیم. مثل جنوب رومانی، آریاییان قفقاز که 7 تا آتیش روشن میکنن و از روش میپرن و حتی تو سوئد هم آتیش روشن کردن و داریم.
یه سری آیینم هست که تو شب سوری انجام میشه مثل: سال نو- کوزه ی نو، آجیل مشکل گشای چهارشنبه سوری، حلوا مالی، فالگوشی و گره گشایی، قاشق زنی و شال انداختن و حاجت خواهی از توپ مروارید.
آیدا متفکر و با کمی اخم گفت: کوزه ی نو چیه دیگه؟
سرم و خاروندم و گفتم: قدیما بر این باور بودن که همهی مشکلات و گرفتاریها و بلاها تو کوزه متراکم میشه. تو چهارشنبه سوری کوزه رو از بالای پشت بوم پرت میکردن و میشکستنش و یه کوزهی جدید جاش میزاشتن.
آیدا: حلوا مالی؟
من: تو بعضی از شهرها رسم بوده که مردم به سرو صورتشون حلوای داغ می مالیدن.
romangram.com | @romangram_com