#لالایی_بیداری_پارت_134
سونیا: یعنی خاله آرام و عزیز بانو هم مریض شن ب*غ*لشون می کنی؟ یا بابابزرگ و؟
آیدین: حالا بستگی داره. مگه اینا مریضن؟
سونیا: عزیز بانو پاهاش درد میکنه بابا بزرگ کمرش، خاله آرامم صورتش.
آیدین: یعنی چی خاله ات صورتش درد میکنه؟
سونیا: صورتش چاقو خورده.
چشمهام گرد شد من چاقو خوردم؟ کی؟
آیدین: چاقو؟ کجاش؟
سونیا: اینجاش.
سعی کردم نامحسوس برگردم ببینم کجا رو میگه. با انگشت بین دوتا ابروشو نشون داده بود. بی اختیار دستم بالا رفت و کشیده شد بین دوتا ابروم. چاقو نخورده بود که هنوز سالم بود.
سونیا: اینجا. مامانم میگه چون خاله چاقو خورده همیشه اینجاش میره تو و خط میشه و برای همین ترسناکه.
romangram.com | @romangram_com