#کیارش_پارت_237
آریان - تا آخر هفته مرخص میشه باید بریم دنبال کارای تالار و کارای عروسیمون!
متعجب نگاش کردم که ادامه داد:
آریان - اونجوری نگام نکن قرار بود عروسی من و تو و سیاوش تو یه روز و یه جا باشه، یادت نرفته؟
- خودت عجله داری پای من نزار!
آریان یه پس گردنی بهم زد و با لحن توبیخ کننده ای گفت:
آریان - حواست باشه چی داری میگیا؟
خندیدم، خدایا من چرا اینجوری شدم؟ بی خیال یه دو ساعتی با آریان حرف زدم بعدش خداحافظی کردیم و اون رفت تو اتاق خودش و منم رفتم تو اتاق خواب و رو تخت دراز کشیدم یه دو ساعتی طول کشید تا خوابم برد!
*****
امروز جمعه ست روز عروسی من و طنین و آریان و طناز و سیاوش و سهیلا، تو این یه هفته اینقد من و آریان و سیاوش دنبال کارای عروسی بودیم که امروز که روز عروسی مونه همه مون تو رخت خوابیم، بیدارسون کردم هرکدوم رفتن تو خونه های خودشون و کت شلواراشونو پوشیدن و اومدن منم شش تا ساندویچ نون پنیر گردو گرفتم و رفتم تو اتاقم و کت شلوار مشکی براق مو با یه پیراهن پوشیدم کفش های ورنی مشکی مو هم پوشیدم تیپ من و آریان و سیاوش ست بود،موهامو هم خوشگل زدم بالا و عطر گل یاسم به مچ دستام و گردنم زدم و از اتاق اومدم بیرون دوتا ساندویچ نون پنیر گردو مو خوردم و زدن بیرون چقد این سیاوش و آریان نامردن، من و گذاشتن و رفتن، سوار بی ام و سفیدم شدم و روشنش کردم درو با ریموت بازکردم از خونه اومدم بیرون و راه افتادم سمت گلفروشی که هم ماشین و واسم گل بزنن هم دسته گل و واسم آماده کنن، خداروشکر کاوه ترسا و طنین و طناز و سهیلا رو برده آرایشگاه دیگه ما سه تا مجبور نبودیم بریم دنبال شون خدا خیرش بده، خخخخ خداوکیلی بی خیال ترین دومادای دنیا ما سه تاییم، رسیدم گلفروشی فیلمبردار اونجا بود همش دستور میداد چیکار کن چیکار نکن، برو گل انتخاب کن نه از اون گلا نه رز قرمز خوبه رز سیاه؟ نه گل لیلیوم خوبه؟ نه اون یکی خوبه، با هزار زور و زحمت راضی شد که رز قرمز خوبه و دسته گل آماده شد اینقد لفتش داد که گلکاری ماشینم تموم شد، بیچاره سیاوش و آریان از بس این فیلمبردار بهشون گیر داده نا ندارن بشینن تو ماشین، با قدمای محکم رفتم سوار ماشین شدم روشنش کردم که گوشیم زنگ خورد طنین بود جواب دادم!
- جانم!
طنین - کیارش کجایی؟
الان از گلفروشی اومدم بیرون!
طنین – ما آماده ایم، زود بیاید!
راه افتادم پیش ماشین آریان شیشه رو آوردم پایین و با صدای بلند گفتم:
عروسا شاکی ان، بدویید بریم تا نکشتن مون!
و راه افتادم و بعد از یه ربع رسیدم دم در آرایشگاه، پشت سرمم آریان و سیاوش به ترتیب رسیدن از ماشین پیاده شدم و اف اف زدم!
romangram.com | @romangram_com