#کیارش_پارت_227

زمستونه و قلب داغونه و زمستونه و اشک رو گونه و...
تو نیستی و روزامو گم میکنم...
قدم میزنم راه مو گم میکنم...
تو نیستی و این شهر زندونمه...
هنوز شال تو گرمیه شونمه...
نمیخرام کسی جز تو درکم کنه...
تو نیستی هواتو نفس میکشم...
از این زندگی بی تو دست میکشـــم...
زمستونه و برف و بارونه و...
زمستونه و یه خیابونه و...
زمستونه و غم فراوونه و...
زمستونه و من یه دیوونه و...
زمستونه و هق هق شونه و یه شومینه و بغض این خونه و...
زمستونه و قلب داغونه و زمستونه و اشک رو گونه و...
( زمستون از علی عبدالمالکی )
- طنین امروز جشن تولد سی و دو سالگیمه، تورو خدا چشمای نازتو باز کن به خدا دیگه طاقت دیدن تورو تو این وضعیت ندارم قول میدم، اگر به هوش بیای هرچی گفتی قبول کنم به مولا علی دارم میمیرم دیگه بسمه داغونم، چرا نمیای تو جشن تولدم؟ من اومدم جشن تولدت ولی تو چرا نمیای؟ خانم بیست و هشت ساله چشماتو باز کن، بسمه دیگه بسمه!

romangram.com | @romangram_com