#کیارش_پارت_212
پرستار - خانم حالتون خوبه؟
سرمو به نشونه ی منفی تکون دادم!
پرستار - بیماری خاصی دارید؟
سرمو به نشونه ی مثبت تکون دادم طناز پوزخند زد و با لحن پرتمسخری گفت:
طناز - فیلم جدیدته؟ تو خونه که حالت خوب بود حالا خودتو زدی به موش مردگی من که باور نمیکنم تو مریض باشی!
دلم شکست من واقعا مریضم ولی هیچکس حرف مو باور نمیکنه با اینکه حالم خیلی بد بود ولی با پاهای لرزون بلند شدم و رفتم رو یه صندلی نشستم نگاه سرزنشگر دیگران و احساس میکردم ولی توجهی نکردم، سه ساعتی گذشت دکتر از اتاق عمل اومد بیرون از شدت درد اصلا نمیتونستم صورت شو ببینم سریع رفتم پیش دکتر و با صدای لرزونی گفتم:
- دکتر حالش چطوره؟
دکتر - عه عه عه...خانم رادمنش شما اینجا چیکار میکنید؟
چشمامو ریز کردم تا دکتر و ببینم ولی نتونستم!
- دکتر حالش چطوره؟
دکتر - خوشبختانه به خیر گذشت ولی فکر کنم سه چهار روزی بی هوش باشه!
نفسی از سر اسودگی کشیدم ولی بدجور احساس ضعف و ناتوانی میکردم!
دکتر - خانم رادمنش حالتون خوبه؟
هیچی نگفتم فهمیدم دکتر سعیدی جراح و متخصص مغز و اعصابه!
سعیدی - خانم رادمنش مگه بهتون نگفتم که استرس و هیجان براتون سمه!
کاوه - دکتر درمورد چی دارید صحبت میکنید؟
romangram.com | @romangram_com