#کیارش_پارت_210
و تلفن و قطع کرد با غیض برگشت سمت من و با صدای بلند گفت:
طناز - کیارش هنوز نرفته خونه!
انگشت اشاره شو تهدیدآمیز گرفت جلوی صورتم و با صدای بلند و لحن عصبی ادامه داد:
طناز - طنین وای به حالت دارم میگم وای به حالت اگر حتی یه تار مو از سر کیارش کم شده باشه!
داد زدم:
- مثلا میخوای چه غلطی بکنی؟ به من چه ربطی داره که اون خونه نرفته؟ من بهش علاقه ای نداشتم و ندارم که حالا واسش نگران باشم!
طناز - ولی اینو بدون اگه زبونم لال، بلایی سر کیارش بیاد مقصر تویی!
تو دلم گفتم خدا نکنه بدجوری نگران بودم ولی ظاهرم خونسرد بود طناز هر پنج دقیقه یه بار یه تیکه بهم مینداخت یه بیست دقیقه ای گذشت که گوشیم زنگ خورد در ظاهر خونسرد ولی تو دلم آشوب بود رفتم گوشی و برداشتم طنین بود!
ترسا - الو سلام طنین زود بیاید بیمارستان....
با نگرانی پرسیدم:
- بیمارستان چرا؟
ولی اون تماسو قطع کرد. عمه عمه با نگرانی پرسید:
عمه - کی بود؟
- ترسا بود گفت بریم بیمارستان....
آخ باز این قلب لعنتی تیر کشید سریع لباسامو پوشیزم و کفشامو پام کردم!
طناز - تو کجا میای؟
romangram.com | @romangram_com