#کیارش_پارت_206
طنین - به خاطر خودم!
- از اریان شنیدم تو هم مثل طناز عاشق شدی یعنی سهیل پسرخاله تو اینقد دوست داری ؟
جون من بگو دوسش نداری خواهش میکنم!
طنین - عشقم باعث شد من بفهمم که باید اعتقاداتمو قوی کنم ولی به خاطر اون نیست به خاطر خودمه، درضمن کی گفته من سهیل علاقه دارم؟
- خودت و طناز!
طنین - ولی من ازش بدم میاد
با این حرفش تو دلم کارخونه ی قند اب کنی راه افتاد دیگه!تا تهران درمورد کارمن و کار اون صحبت کردیم البته اینم متوجه شدم که واقعا طنین و دوست دارم!
*******
رسیدیم تهران با کاوه اینا و علی اینا خداحافظی کردیم و رفتن منو اریانم طنین و طناز و رسوندیم خونه شون و خوشبختانه طنین نپرسید که چرا نرفتیم اونجایی که اریان گفت میخوایم بریم با طنین و طناز خداحافظی کردیم وقتی رفتن تو خونه سیاوش گفت:
سیاوش - اریان با من بیا بریم من چمدونامو بستم اماده ان بریم بردارم بیارم شون که اگه خدا بخواد با شما دوتا زندگی کنم
اریان لبخند زد و گفت:
اریان - باشه!
سیاوش با اریان رفتن منم سوار ماشین شدم و رفتم خونه ماشین و تو حیاط پارک کردم و ساک مو برداشتم و رفتم تو خونه و انداختم تو ماشین لباس شویی و ماشین لباسشویی رو روشن کردم رفتم دوش گرفتم و حوله مو پوشیدم و از حموم اومدم بیرون و یه تی شرت و یه گرمکن ابی پوشیدم و موهامو با سشوار نیمه خشک کردم و نصفی موهامو ریختم رو پیشونیم و بقیه رو هم زدم بالا و غطر گل یاس مو زدم به اینه نگاه کردم چقد این مدل مو بهم میاد از تو حیاط صدای ماشین اومد یعنس اریان و سیاوش اومدن!
سیاوش با صدای بلند داد زد:
سیاوش - کیارش! کیارشپاشو بیا کمک چهارتا چمدون اوردم!
رفتم تو حیاط و یه سلام کردم جواب مو هم گرفتم رفتم دوتا چمدون چرخدار برداشتم و اوردم گذاشتم تو همون اتاقی که قرار بود مال سیاوش باشه سیاوش و اریانم نفس زنون اومدن هرکدومم یه چمدرن چرخدار دست شون بود!
romangram.com | @romangram_com