#کیارش_پارت_184

آریان - مرض به چی میخندی؟
سیاوش - فکر کن تو دوماد سرخونه بشی!
آریان - زهرمار من قبول نکردم!
سیاوش - پس بی خیال طناز شدی درسته؟
آریان - بله درسته!
کاوه - چرا؟
آریان - دست رو دلم نذار که خونه، عه عه عه برگشته میگه پاشو بیا خونه ی ما زندگی کن؛ نرو سرکار؛ کارخونه هاتو بفروش پول شو بزار تو بانک سودشو بگیر از صبح تا شب بمون خونه اوامر طناز و اطاعت کن چه دل خجسته ای داره این! خونه نشینی مال زناست مگه نه؟
سیاوش - آره درسته؟ (این نظر سیاوش و آریانه اصلا به من مربوط نیست سخنی از نویسنده)
آریان حرصی گفت :
آریان - هه برگشته میگه تو نرو سرکار طناز میره سرکار و کارمیکنه بعد بعدا اگه خانم بیاد بزنه تو سر من که من میرم از صبح تا شب کار میکنم اونوقت تو نشستی تو خونه تلویزیون میبینی من چی دارم بهش بگم؟
طناز - من چنین چیزی نمیگم!
آریان پوزخند زد و گفت :
آریان - هه الان اینو میگی بعدا میبینم چطوری کار کردن تو میزنی تو سر من در ضمن به نظر من مرد باید کار کنه زن باید تو آسایش باشه نه من تو آسایش باشم خانم برن کار کنن!
بعد با دوتا دست زد تو سرش و با صدای نسبتا بلندی گفت:
آریان - حالا اینا رو ولش کن میگه باید بیای جلو من دوتا بطری شراب نمی دونم چی چی بخوری مردونگی تو نشون بدی، آخه مردونگی به شراب خوردنه؟ یکی به من بگه مردونگی به شراب خوردنه؟
کاوه - نه خداوکیلی نیست!

romangram.com | @romangram_com