#کیارش_پارت_169

کاوه - از این مطمئنی؟
موندم چی بگم که آریان گفت :
آریان - آره مطمئنه چون من بیشتر از صدبار اینو گفتم!
کی گفت؟؟!!!!!!!
کاوه - آهان در هر صورت اگه خواستید میتونید بمونید!
- نه ممنون!
علی - کاوه بزار برن، این دوتا قاطی دارن شرشون کمتر!
آخ چقد دلم میخواد یه مشت بزنم دندوناشو بریزم تو دهنش به تو چه آخه دعوای ما!
کاوه - علی بس کن، هردوتاشون حق داشتن البته بیشتر حق با کیارش بود ولی خب آریان با گریه زاری همه چیزو به نفع خودش تموم کرد!
- اوهو درمورد داداشم درست صحبت کن درسته باهاش قهرم ولی نمیزاره کسی بهش توهین کنه البته به جز خودم😊😊
ترسا با صدای بلند خندید و گفت :
ترسا - بابا شما عجب دوستای باحالی هستید، تا همین پنج دقیقه پیش داشتید باهم دعوا میکردید ولی اجازه نمیدید کسی به دوست تون توهین کنه یا حتی یه چیزی که به نفعش نیست بگه، من که از دوستی تون خیلی خوشم اومده درضمن من اجازه نمیدم شما برید!
علی - بزار برن. ..
ترسا نزاشت علی بقیه حرف شو بزنه و گفت:
ترسا - اونا مهمونای منن منم اجازه نمیدم برن و اگه برن به من بی احترامی کردن!
آریان - ولی ترسا خانم بهتره که ما بریم!

romangram.com | @romangram_com