#کیارش_پارت_164
طناز - چیکارش کردی که داره گریه میکنه؟
- هیچی!
طناز - حتما یه کاریش کردی که داره گریه میکنه!
- فقط در جواب سوالش که ازم پرسید که منو دوست خودت نمیدونی؟گفتم آره همینطور، دیگه چیزی بهش نگفتم!
طناز - به همین کمی؟
- بله!
طناز - باور نمیکنم!
- باور کردن یا باور نکردم شما اصلا واسم مهم نیست!
طناز - بی تربیت!
- نظر لطف تونه!
کمی مکث کردم و ادامه دادم:
- خواهشا بیاید یه کاری کنید صدای گریه ی این بخوابه سرم رفت!
صدای گریه ی آریان بلند تر شد (ایش اسم خودشم گذاشته مرد سخنی از نویسنده)
کاوه - کیارش ازش عذرخواهی کن!
- چرا باید عذرخواهی کنم خب من فقط حقیقت و بهش گفتم پس دلیلی برای عذرخواهی نمیبینم!
کاوه اومد پیش آریان نشست و گفت :
romangram.com | @romangram_com