#کیارش_پارت_132

- دلم نمیخواد اینجا چیزی بخورم!
آریان متعجب نگام کرد طنین با ناراحتی نگام کرد و گفت:
طنین - چرا؟
- همینجوری!
بعد رو کردم سمت ساناز و گفتم:
- ساناز خانم میتونی فردا اون دوتا کیس مناسبی که واسه ازدواج با من و آریان گفتید و فردا دعوت کنید منزل تون ما هم فردا بیایم ببینیم شون؟
ساناز که فهمید میخوام طنین و اذیت کنم گفت:
ساناز - فعلا که خیلی زوده!
- نه اصلا هم زود نیست، درکلر خیر حاجت هیچ استخاره نیست!
ساناز - باشه، فردا شب دعوت شون میکنم شما هم تشریف بیاید!
- ممنون!
ساناز با ناراحتی گفت:
ساناز - خواهش میکنم!
طناز با صدای گرفته ای گفت:
طناز - واقعا میخواید ازدواج کنید؟
آریان - آره!

romangram.com | @romangram_com