#کیارش_پارت_111
شهلا - ولی با اینکه قدیمی شده بازم هیجان انگیزه!
احسان - برمنکرش لعنت!
صدای هق هق شبنم بلند شد دلم واسش سوخت گفتم:
- احسان درست نیست جلوی شبنم خانم با یه دختر گرم بگیری کلا درست نیست با وجود اینکه زن داری با یکی دیگه رابطه داشته باشی!
احسان - آره درست نیست، ولی چیزی که عوض داره گله نداره اونم با وجود شوهر با یکی دیگه رابطه داره!
- تو از کجا میدونی؟ شاید...شاید راست بگه که اون پسره با تو کار داشته!
احسان پوزخندی زد و کلافه چنگی زد تو موهاش و گفت:
احسان - دیروز وقتی رسیدم خونه تو بغل و اون پسره بود و داشت لب...
و دیگه ادامه نداد، دیگه چیزی نگفتم اصلا به من چه! احسان با صدای گرفته ای گفت:
احسان - ای کاش هيچوقت باهاش ازدواج نمیکردم هم آبروم رفت هم غرورم له شد هم یه شکست بزرگ خوردم تو زندگیم!
بعد رو کرد سمت شبنم و پرغیض گفت:
احسان - طلاقت نمیدم ولی یه کاری میکنم که روزی هزار بار آرزوی مرگ کنی با شهلا ازدواج میکنم و اون میشه سوگلی خونه م، تو هم دیگه حق نداری پاتو از خونه بزاری بیرون گوشی تو هم ازت میگیرم!
آریان با لحنی که ناراحتی شو نشون میداد گفت:
آریان - ولی اینکه نامردیه!
احسان - آره نامردیه ولی حقشه!
آریان - نه حقش نیست!
romangram.com | @romangram_com