#خیس_مثل_باران_پارت_96

سهیل:_ غزل عشقم داری گریه میکنی؛ الهی من بمیرم که اینکارو باهات کردم تورو خاک بابات منو ببخش غزل

_.....

__ غزل حرف بزن بزار صدای قشنگتو بشنوم؛ هر کاری بگی میکنم فقط تورو خدا منو ببخش

_هر کاری؟

__ الهی قربون صدای قشنگت برم آره هر کاری

_ دیگه هیچوقت نه میخوام ببینمت نه صداتو بشنوم

__ اما من...

_ اگه دوسم داری این آخرین تقاضامه

منتظر حرفی از جانب سهیل نشدو گوشیرو قطع کرد و با حال خیلی بدی شماره گیسو رو گرفت تنها کسی که میتونست آرومش کنه ...

********************

آراد با لبخند از پله ها اومد پایینو رو به گیسو گفت:

_ خب گیسو کمند اینم از آخرین چمدون

گیسو:_ حتما خیلی خسته ای برم برات چایی دم کنم

__آخ گفتی؛ ولی اگه قهوه دم کنی بیشتر دوستت دارم....

گیسو ته دلش یه جوری شدو با بهت به آراد نگاه کرد؛ نه هیچ اثری از شوخی تو چهرش نبود،،، یعنی واقعا دوسم داره....وا گیسو خریا خب گفت داره دیگه....آراد به من گفت دوسم داره باورم نمیشه...

__ دید زدنت که تموم شد قهورو بیار خانومم

جااااااااااننن خانومممم؛ آراد به من گفت خانومم؛ چقد از م مالکیتی که آراد ازش استفاده کرده بود خوشش اومد و با خوشحالی رفت تو آشپزخونه بزرگ ویلا....

دیگه این ویلا براش یاد آور اون خاطره ی تلخ نبود، این ویلا فقطو فقط آشیانه خودشو آراد بود....

یعنی واقعا عاشق شده بود؟؟؟دستشو گذاشت رو قلبشو دید داره تند تند میزنه....پس عاشق شده بود اونم عاشق این مرد مغرور....

romangram.com | @romangram_com