#خیس_مثل_باران_پارت_375
خوب شد؟ زشت شدم راحت شدی حسود خان من که میدونم به من حسودیت میشه میخوای خودت خوشگل تر باشی..........
کمر بندشو صفت بست با لبخند اومد کنارمو گفت: —ای جانم خانوم خوشگل من مشخصه که تو اصلا به من حسودی نمیکنی........
لاله ی گوشمو بوسیدو ادامه داد:- ولی اشکال نداره من همینجوریشم عاشقتم خپله من... با ارنج از پشت تو شکمش زدمو خواستم حرفی بزنم که اخی گفتو از درد خم شد.....
با استرس دستمو رو شکمش گذاشتمو گفتم:_ اراد غلط کردم چی شدی یه دفعه دلت درد گرفت؟ خب سرتو بگیر بالا من نگاهت کنم ......
با اخمی که از روی درد بود نگاهم کردو گفت:_ اون از دیشبت که شیطونی میکنی و بعد نمیزاری کاری کنم حسابی میزاری تو خماری اینم از الانت که با آرنج میزنی تو شکمم دیگه چه کارایی بلدی که رو نکردی...
بوسش کردمو گفتم:
—غلط کردم قربونت برم برو کرواتتو بیار برات ببندم...
با چشم غره رفت سمته کمدو لا به لای کرواتا دنبال رنگ مورد علاقش بود که سریع رفتم سمتشو گفتم:
—بزار من انتخاب کنم آقایی..
از بین کرواتا رنگ سرمه ای با خال خالای سفیدو انتخاب کردم که حسابی به کتو شلوارش میومد...
با دقت براش بستم که دیدم با چشمای خمار شده و لبریز از نیاز داره نگاهم میکنه، با ناراحتی گفتم
—الهی بگردم میدونم چی میخوای ولی چیکار کنم، پسرم...
پرید وسط حرفمو گفت:
—گیسو دارم روانی میشم پس کی تموم میشه من راحت شم هان؟
گونشو بوسیدم و با چشمای شیطونم گفتم:
—من نمیدونم بین نیازتو پسرت یکیو انتخاب کن...
اخمی کردو گفت؛
—خوب میدونی چیم بگی که من ساکت شم زود شالتو سرت کن بریم...
romangram.com | @romangram_com