#خیس_مثل_باران_پارت_359
خدایا دوس دارم سرمو از پنجره ماشین بگیرم بیرون جیغ بزنم این خوشبختیرو ازم نگیر...
آرادم همیشه انقدر مهربون باشه...
با توقف ماشین حواسمو به بیمارستانی دادم که جلوش نگه داشته بود...
لبخندی زدو گفت:— میتونی بیای یا بلندت کنم..
با شیطنت گفتم:
—نمیتونم میشه بغلم کنی..
لپمو کشید،پیاده شد دره سمته منو باز کردو محکم تو بغل گرفتم و زیر گوشم گفت:
— حالا هی شما شیطونی کن، بعد آخر شب که تنها شدیم، منو تو با هم...اون وقت نوبت شیطونی منم میرسه..
زیر چونشو بوسیدمو گفتم:
—منم چقدر گذاشتم...
اخمی کردو گفت:— مگه میتونی نزاری، فراموش نکن که ماله منیو هر کار بخوام باهات میکنم...
با دیدن پرستار که به سمتمون میومد فرصت جواب دادنو پیدا نکردم، پرستار با نازو عشوه گفت:
—کمکی از دستم بر میاد؟
آراد با جدیت و جذبه ی همشگیش که عاشقش بودم گفت:
—خانومم یه دفه حالش بهم خورد دکتر کجاست؟
پرستار با لحنه زننده ای گفت:
-این زنته؟
آراد با اخم گفت:— این به درخت میگن، گفتم دکتر کجاست...
romangram.com | @romangram_com