#خیس_مثل_باران_پارت_320
با صدای داد آراد از جا میپرم:
--گیسووووو...
از جام بلند میشم دستمو رو قلبم میزارم و میگم:-چرا داد میزنی؟
اخمی میکنه و میگه:
--حواس جناب عالی کجاست؟به چی داشتی فکر میکردی؟
لبخند پتو پهنی میزنمو میگم:
—حواسم همینجاست گلم...
یه جوری نگاهم میکنه یعنی خر خودتی و میگه:
—پس چرا دو ساعته داریم باهات حرف میزنیم جواب نمیدی....
وقتی میبینم هیچ حرفی ندارم بزنم الکی میخندم که ضایع نشم،آراد همراه با اخم میگه:
—برای بار دوم تکرار میکنم،منو کیارش امشب میریم سراغ علی آرش پیش تو میمونه که تنها نباشی و نترسی،اگه تا فردا کارمون تموم شد که برمیگردیم اگر نه من خودم بهت زنگ میزنم،حالا شنیدی یا بازم تو هپروتی؟؟؟؟
سری تکون میدم و با ترس میگم:
-آره آره فهمیدم،ولی...ولی چجوری میخواین گیرش بندازین...
کیارش میخنده و میگه:--به جرم آدم رباهی و تجاوز اینم سوال بود پرسیدی؟
اخم میکنم و میگم:—منظورم اینه چجوری میخواین ثابت کنین...
آراد:--اولا که جفتمون قیافشو دیدیمو شهادت ما کافیه،دوما همین که پاشونو تو ویلاش بزارنو آدماشو با اسلحه ببینن خودش یه جرم سنگینه...
با یاد آوری اسلحه میگم:
--راستی تو اون شب اون اسلحرو چیکار کردی؟
—همینجاس تو ویلا
romangram.com | @romangram_com