#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_298
والا
نمیدونم به مارتین برسم یا میلاد یا خودم
انقد خوش حال بودم که حد نداشت
واقعا سوپرایز شده بودم
دست آزادم رو دور گردنش انداختم و با نیشی باز بغلش کردم
_مررررسی عشقم. سوپرایزم کردی
اصلا یادم نبود تولدمه
چشماش برقی زد. همیشه وقتی این مدلی صداش میکنم چشماش چراغونی میشه. چونم
رو ب-و-س-ید
_دنیامو میدم تا این لبخند قشنگتو ببینم
لطفا همیشه برام بخند
لبخند عمیقم عمیق تر شد جوری که هر لحظه امکان داشت لبام جر بخوره.
مارتین رو از بغلم گرفتو اون دستش رو پشت کمرم گذاشتو به جلو هدایتم کرد
جلوتر که رفتیم متوجه ی کیک روی میز شدم
کی وقت کرد این کارا رو بکنه؟
روی کاناپه نشستیم. کیک هم جلومون بود. یه کیک شکلاتیه کوچیک که روش نوشته
بود"تولدت مبارک زندگیم" شمع هم روش بود
با ذوق نگاش کردم که لبخند جذابی به روم زد
_نمیخوای فوت کنی شمعارو؟
_باهم فوت کنیم؟
romangram.com | @romangram_com