#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_291



_سلام خسته نباشی عشقم
_ای جونمممم خستگیم در رفت با این حرفت
خندید و گونمو ب-و-س-ید
نگام روی صورتش خیره شد
گونش جایی که گاز گرفته بودم کبود شده بود و همچنین لبش
متعجب گفتم:
_چرا لبت کبوده؟
بدتر از من گفت:
_لبم؟


_آره کبود شده
_آهااا تقصیر توئه گونمو گاز گرفتی منم لبمو گاز گرفتم که جیغ نزنم مارتین بیدارشه
و بعد انگار چیزی یادش افتاده باشه گفت:
_نگو که گونمم کبوده؟
_دقیقا
_ای وای. گفتم چرا هر کی منو می بینه میخنده. خدا بگم چیکارت کنه میلاد آبروم رفت
خندمو که دید حرصی شد و با قهر روشو برگردوند
_باز قهر؟


چیزی نگفت و رفت. پدرمو درآورده از بس قهر میکنه این دختر

romangram.com | @romangram_com