#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_255

اگه خوابه امیدوارم هیچ وقت بیدار نشم


شوکه پرسیدم
_چی گفتی؟
سرشو توی گردنم فرو کرد و نفس عمیقی توی موهام کشید وآروم تر از قبل گفت
_دوستت دارم
پر شدن چشمامو حس میکردم
این تمام چیزی بود که من از این دنیا میخواستم
کلمه ای که هر شبو روزم به امید شنیدنش میگذشت
_نمیخوای چیزی بگی؟


چیزی بگم؟
چی بگم؟
انگار لال شده بودم
تمام مدت منتظر شنیدن همچین حرفایی بودمو برای جواب دادن بهش رویا بافی کرده
بودم،ولی موقعش که رسید نمیدونستم چیکار کنم
بگم منم دوستت دارم؟
بگم عاشقشم؟
بگم نزدیک به سه ساله منتظر این لحظه ام؟
اون همه فکرایی که میکردم چی شد؟



romangram.com | @romangram_com