#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_206


نمیدونم چقدر همینجوری بغلش کرده بودم
ولی اینو میدونم که خیلی آروم شده بودم
هم من هم پسرمون
دستامو از دور گردنش باز کردم
با مکثی ازم جدا شد
بلند شد و رفت
زیر چشمی نگاهش کردم که سمت کمد رفت و لباساش رو با یه شلوارک سورمه ای عوض
کرد
عادتشه


همیشه فقط با یه شلوارک و بدون پیرهن توی خونه میمونه و تمام عضلات بدنش و هیکل
سیکس پکش رو به نمایش میزاره
تخت رو دور زد زد و اون طرفم خوابید
پشتم بهش بود و نمی دیدمش
ولی بعد چند ثانیه دستاش دور شکمم و گرمی نفسش رو روی پوست گردنم حس کردم
شروع کرد به دست کشیدن روی شکمم
مورمورم شد
نتونستم چیزی بگم


هراز گاهی همینجوری با پسرش حرف میزنه
_گل پسره بابا چطوره؟

romangram.com | @romangram_com