#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_187


تمام حس هام و غریضه هام رو سرکوب میکنم تا هانامو ناراحت نکنم
هانام... هانای من...
هانایی که بهش علاقه مند شدم
هانایی که نفهمیدم کی وچطوری عاشقش شدم
عاشق خودش، شخصیتش، کارهاش، رفتاراش
_عمو؟
با صدای عسل از فکر هانا بیرون اومدم


_جانه عمو؟
_ ببیی میده عموت پسل داله دیده دوستت نداله)بابایی میگه عموت پسر داره دیگه
دوستت نداره(
_بابات دروغ میگه. توجیگر عمویی
_لاس میدی؟)راست میگی(
_آره قربونت برم
خنده ی از ته دلی کرد و لپمو محکم ب-و-س-ید.
همینجوری که بغلم بود بلند شدم و به سمت سیستم رفتم و روشنش کردم


آهنگ دختر از حمید طالب زاده رو گذاشتم و صداش رو زیاد کردم
وسط سالن اونجایی که خالی از وسیله و مخصوص رقص بود ایستادم و عسلو زمین
گذاشتم تا با هم برقصیم
همین جور که نگام میکرد خودش رو تکون تکون میداد

romangram.com | @romangram_com