#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_113
-نه خيلي كمه فقط حديد دو مليون خسارت اون ماشين شده! ديه ام براش بريدن! چند ميليون كبد و دست و چندتا دندون!
-به دوستي مون قسم كه الان ندارن! يعني يه ماهه كه خونه خريديدم! اما سعي ميكنم برات دو ميليون بفرستم! شايدم سه تا! تروخدا فكر نكن بهت دورغ ميگم! الان خودمون وام گرفتيم و مثل چي دوتايي داريم كار ميكنيم! ولي تو رو سه ميليون حساب كن! يه مقدار طلا دارم! ميفروشم شون!
-بازم فواي تو شهرزاد! حداقل سه ميليون حاضري بدي مي دونم دروغ نم يگي! گيريم ازت گرفتم سه ميليون رو چه جوري بهت پس بدم؟
-حالا ازت نمي گيرم هر وقت داشتي بده!
-نه شهرزاد جون اولا كه با سه ميليون كارم راه نمي افته بعدشم كه اگر پدرم ازاد شد چيكار بكنه؟ خهمه چي تو هم گريه م يخوره! اصلا نمي دونم چيكار كنم؟
يه لحظه ساكت شد و بعد گفت:
-مياي اينجا؟
-اونجا؟
-اره!
-بيام چيكار؟
- كار!
- كار! اينجا پول خوب در مياد! مي دوني هر يه دلار چند تومنه؟ الانم اينجا به دختر مجرد زود ويزا ميدن. خودم برات دعوتنامه مي فرستم. كار اينجا خيلي خوبه! اگه بياي يه مدت خوب كار كني همه چي درست ميشه! رو من سه ميليون حساب كن! يه ماه دو ماه كه اينجا باشي هم خودت دو سه ميليون در مياري و هم من بهت كمك مي كنم و مي توني پدرت رو از زندان دئر بياري!
-نه نميشه مامانم و چيكار كنم؟
-اونجا باشي ميتوني براشون كاري كني؟
-نه ولي حداقل مواظب شونم! اگه نبودم رامين خودكشي كرده بود!
-چي؟!
-از غصه خودشو دار زده ! فقط خدا رحم كرد كه خونه انقدر قديمي سازه كه سقف پايين اومد وگرنه خفه شده بود.!
-خدا منو بكشه روشنك تو چي كشيدي؟
romangram.com | @romangram_com