#کسی_پشت_سرم_آب_نریخت_پارت_173
" اينجا كه تلفن ندارد خراب شده . مجبور شدم بيايم تا شهر خوب چه خبرها ؟"
" هيچي ! خبر ها پيش شماست . بابا چه مي كند ؟"
" بابا ؟! ده روز طول كشيد تا اخمهايش را برايم باز كرد . طفلي مهبد به قدري سر به زير و آرام شده كه دلم به حالش سوخت . تحفه كجاست؟"
نگاهي به تحفه يعني فريبرز انداختم كهدر حال خواندن كتاب سينوهه بود . لبخند زدم و گفتم :" همين جاست."
" تا حالا روي خوش نشان نداده ؟"
دلم سوخت با اين حال گفتم:" نه خوشبختانه اهل اين حرفها نيست."
پوزخند زد و گفت:" همه مردها اهل اين حرفها هستند . منتها يكي آتيشي تر و يكي هم ..."
romangram.com | @romangram_com