#کسی_پشت_سرم_آب_نریخت_پارت_134
" صبر كن خانم ستايش."
با تعجب ايستادم و به طرفش برگشتم . موهاي صافش روي پيشاني اش رها بود.
" از بابت تنبيه امروز متاسفم . راستش مي خواستم به شما بفهمانم بايد با دبيرتان محترمانه رفتار كنيد."
سرم را تكان دادم و گفتم:" بله فهميدم شما از بابت رفتار ديروز من ناراحت بوديد و مرا از كلاس بيرون كرديد . كار ديگري نداريد؟"
مستقيم نگاهم كرد و گفت:" نه ... چرا... من روي حرف هاي شما فكر كردم و تصميم گرفتم تا زماني كه جاي مناسبي پيدا نكرده ايد از فروش اينجا صرف نظر كنم ."
به راستي از تصميمش شادمان شدم اما خودم را بي تفاوت نشان دادم و گفتم:" لطف كرديد... خداحافظ."
و منتظر خداحافظي او نماندم.
romangram.com | @romangram_com