#جوجه_رنگی_من_پارت_125
جمع ساکت بود...
باربد پشت گیتارشوکرد که ضرب بگیره روش وبخونه
ترمه:من میزنم
بچه ها دست زدن وباربد گیتارش و بمن داد...
باانگشتام رو تاراش کشیدم و بعد شروع کردم.
یه نگاه تبدار مونده توی ذهنم
عاشق شدم انگار آروم آروم کم کم
چشمای قشنگت همش روبرومه
اگه باشی بامن همه چی تمومه
تیک وتیک ساعت رو دیوار خونه
میگه وقت عاشق شدن دیوونه
دل و بزن به دریا ،اینقد نگوفردا
آخه خیلی دیره،دیر برسی میره
romangram.com | @romangram_com