#هیچکسان_(جلد_سوم_حقیقت_رمانتیک_قتل)_پارت_201

- به نظرت نتیجه هم میده؟!

هاموس – امیدوارم که بده.خب دیگه من باید برم. با من کاری نداری؟

- چرا اتفاقا باهات یه کار مهم دارم.

هاموس – خب، بگو.

- چرا شماها، تو و دوستات اومدین سراغ من؟! اصلا دلیل اینکه منو انتخاب کردین چی بود؟! خیلی برام جالبه بدونم!

چند ثانیه مکث کرد و گفت : به نظرم بهتره فعلا ندونی.

- چرا؟!

هاموس – چون دونستنش توی این شرایط فایده ای نداره!

- می دونی، کم کم دارم به این نتیجه می رسم که مسبب تمام بدبختی هام این انتخاب مسخره ی تو و دوستات بوده!

هاموس – بهت حق میدم ولی باور کن اونجور که تو فکر می کنی نیست.من یکی که تو این قضیه هیچ نقشی نداشتم! اگرم اومدم سراغت و خودمو بهت نشون دادم فقط به این دلیل بوده که نگرانت بودم.

- اگه واقعا نگران من بودی بهتر نبود که یکی دیگه رو انتخاب می کردی؟!

هاموس – تو می تونی دیگه جن گیری نکنی.به هیچ وجه مجبور نیستی.

- اگه جن گیری رو کنار بذارم دیگه جن ها اذیتم نمی کنن؟!

هاموس – خب...چی بگم....بعید می دونم!

romangram.com | @romangram_com