#حصار_تنهایی_من_پارت_826


کم کم حوصلم سر رفت و گفتم: خوابم مياد!

- هنوز فوتبال تموم نشده!

- اصلا اينا رو مي شناسي؟! يک ساعته داري عين کسايي که يکي رو گم کردن نگاشون مي کني!

ملتمسانه گفتم: برم بخوابم؟

نگام کرد و گفت: با همين نگاه، قلب علي رو تصاحب کردي؟!

با تعجب نگاش کردم.

به تلويزيون نگاه کرد و گفت: برو!

به ساعت نگاه کردم و گفتم: نمي خوايد براتون کتاب بخونم؟

- نه... قرص خواب مي خورم.

مشکوکانه گفتم: يعني تو اين چند ماه با صداي من خواب مي رفتي؟!

- نخير... بعد از اينکه شما مي رفتيد، من قرص خواب مي خوردم.

با خنده گفتم: وقتي من مي رفتم، خر و پفت کل اتاقو برمي داشت! مگر اينکه تو خواب راه بري!

با اخم نگام کرد و گفت: علي بدجور دستمو بست وگرنه حاليت مي کردم. برو بخواب!

romangram.com | @romangram_com