#حصار_تنهایی_من_پارت_463
- جنس مي خوام.
- چي؟ جنسومون کجا بود؟ اشتباه اومدي آقا! بفرماييد!
- برو به شعبون بگو بياد.
شعبون؟!
چقدر اسمش آشناست! از قيافه ی خمار مرده مشخص بود که تعجب کرده.
گفت: تو شعبونو از کجا مي شناسي؟!
مختار داد زد: مي ري بگي بياد يا خونه رو رو سرت خراب کنم؟!
دو قدم رفت عقب. شعبون اومد بيرون و گفت:
- چه خبرته؟ خونه رو گذاشتي رو سرت مرد حسابي!
چشمام گشاد شد.اين... اين... اين همونيه که منو دزديد! خودشه! با کريم خله! مختار براي چي منو آورده پيش اين؟ ترسيدم. رفتم پشت مختار وايسادم.
شعبون: چه خبرته مختار؟ براي چي عربده مي کشي؟ اينجا که چاله ميدون نيست؟
- نه نيست... اما مثل اينکه نخاله هات منو زود يادشون مي ره!
خنديد و گفت: خب حالا! چي مي خواي؟
romangram.com | @romangram_com