#حصار_تنهایی_من_پارت_1241


- غير مستقيمش يعني به تو ربطي نداره ديگه؟

با لبخند تلخي گفتم: قصد بي ادبي نداشتم!

- اوه چه مودب! کي مي ره اين همه راهو؟!

خنديدم و گفتم: بين من و تو فاصله اي نيست!

***

خونه رسيديم. ماشينو تو پارکينگ پارک گذاشتم.

گفت: بايد به فکر گواهي نامت باشم. مي ترسم برات دردسر بشه. رانندگي که بلدي، جلسه اول قبولي، جلسه دومم گواهي نامه بهت مي دن.

کمربندموباز کردم و گفتم: ممنون، فکر گواهي نامه ی من نباش. برو استراحت کن.

پياده شدم. اونم پايين اومد و گفت: نمي شه؛ بايد برم شرکت.

- نمي شه، برو بخواب!

- گفتم کار دارم.

- همش بايد زور بالا سرت باشه تا يه کاري که مي خوام انجام بدي؟

با خنده گفت: خوب بلدي حرفاي خودمو کپي کني، به خودم تحويل بدي!

romangram.com | @romangram_com