#حصار_تنهایی_من_پارت_1102
با لبخند يه قدم اومد جلو.
جيغ زدم: نيا! التماست مي کنم جلو تر نيا!
خنديد و گفت: اول بگو چي پوشيدي؟
دلم مي خواست سرمو همونجا بکوبم تو استخر.
زير لب گفتم: کثافت آشغال!
دوباره با شيطنت گفت: اگه نگي خودم ميام نگاه مي کنما!
داد زدم: خيلي بي شرم و حيايی!
- مي دونم! حالا بگو چي پوشيدي؟
با حرص و عصبانيت و فک منقبض گفتم: لباس زير!
- چه رنگيه؟
داد زدم: ديگه به رنگش چي کار داري؟! برو بيرون!
- خب اگه رنگشو دوست نداشتم، ميام درشون ميارم!
با تعجب گفتم: مي خواي چيکار کني؟! خجالت نمي کشي؟
romangram.com | @romangram_com