#حجاب_من_پارت_198


خندیدم خوشم میاد مثل خودم خدای اعتماد به سقفه

خیلی عادی در حالی که کانالای تلویزیون رو بالا و پایین میکردم گفتم _ من عاشقت نیستم

صدایی از محمد نشنیدم. چند ثانیه بعد کنترلو از دستم کشید و سریع اومد زیر مبل و جلوی پام دو زانو نشست با چشمای سرگردون دستامو تو دستاش گرفت

محمد _ چی داری میگی زینب؟ بگو که دروغه

_ دروغ نیست من عاشقت نیستم

خیلی بهم ریخت به خاطر همین سریع حرفمو ادامه دادم

دستاشو محکم تو دستام گرفتم _ من عاشقت نیستم چون عشق زمینی وجود نداره عشق فقط مختصِ به خداست به غیر از اون آتش سوزان هر عشقی بالاخره یه روزی خاموش میشه. چیزی که ماندگار و پایداره فقطو فقط دوست داشتنه و من دوست دارم، با تمام وجود دوست دارم مرد زندگیه من

لبخند قشنگی روی صورت زیباش نقش بست_ من هم این فرشته ی روبرومو که از جونم هم برام عزیزتره دیوانه وار دوست دارم

_ عاشق اون بالاییم که حجابو برای زن قرار داد که من هرچی دارم از همین حجاب و چادرمه. حجابم باعث شد با طاها آشنا بشم،وارد خانواده ی شما بشم و در آخر همسر و فرزندی بسیار دوست داشتنی و مهربون نسیبم بشه. حجاب من، حجاب زیبای من



پایان


romangram.com | @romangram_com