#هستی_من_باش_پارت_381

سرِ جام وایستادم و گفتم:

ـ تو واسه چی می یای جلو؟

با یه حالت ریلکسی گفت:

ـ می خوام ببینم هستیم بهتر شده یا نه؟

ـ مگه تو دکتری؟

دقیقا اومد جلوم وایستاد و گفت:

ـ نه دکتر نیستم، ولی.... هیچی بگذریم. می دونی چرا آوردمت این جا؟

حالتش هنوز ریلکس بود، ولی من نمی تونستم مثلِ خودش ریلکس باشم. گفتم:

ـ برای این که گیری. ول کن نیستی. حالا فهمیدی چرا؟

یه نیشخند زد و گفت:

ـ نه واسه این چیزا نیاوردمت. تو باید به حرفام گوش کنی. آوردمت که حرفام و بشنوی.

ـ این طوری؟ باید من و بدزدی بیاری؟

ـ آخه زبون آدم حالیت نمی شد. به حرفام گوش نمی دادی. گفتم بیارمت این جا که زبون آدم حالیت بشه.

عصبانی شدم. بلند داد زدم و گفتم:

ـ با هر کی باید با زبون خودش حرف زد. در و باز کن می خوام برم.

romangram.com | @romangram_com