#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_93


-نه عمومن؟اصلا

خاله فاطی بشقاب سوپ رو دستش داد-پگاه که علاوه بر لوس شدنبهونه گیر و بداخلاقم میشهخوب شده بودادیشب یا دوستش رفت و بیرون و برگشت حالش خراب شدبخور میلاد جان

-میلادم کم لوس نمیشهدیروز از اصفهان اومدتا رسید ماشینو برداشت رفت بیرونشب تب و لرز کرد

میعاد سرشو کنار گوشش برد-چه جالب هماهنگینسرشو سریع برگردوند سمت مینو تا چشم غره نشو نبینه-حالا این دختر عموی من کی دنیا میاد؟

-اواسط تیر میعاد جون

پگاه دماغشو بالا کشید-من که میگم خردادی میشهابروهاشو بالا انداخت-به دلم افتاده زود دنیا میاددر ضمن دخترم باشه خودم خفش میکنممن باید تک دختر بمونمگفته باشم

همه خندیدندبه پگاه نگاه کرد و خندیداین دختر حرف تو دلش نمیمونهبهش گفته بود چرا اینا واسه عروسی عجله دارندخانم زیر بار نرفتالانم تیکشو پروند





به ساعتش نگاه کردبا نوک کفش روی اسفالت کف حیاط ضربه میزدبا صدای ندا سرشو بلند کرد-پگاه؟

romangram.com | @romangram_com