#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_297


میلاد خم شد و پیشونیشو بوسید-من بیشتر

-میلاد؟

-جون دل میلاد؟

-ما خیلی خوشبختیم مگه نه؟

میلاد حلقه ی دستشو تنگ تر کرداراد وسطشون غر زد-هیس بابا جان بزا مامانت داره دلمو اب میکنه

اراد هنوز به خاطر جای تنگش غر میزد-اراد مامان اگه گذاشتی یه کم من ناز بیام واسه بابات

میلاد بلند شد و نشست-پگاه؟

-جونم؟

-پاشو بریم تو اتاق

خندید-ارادو چیکارش کنیم؟

romangram.com | @romangram_com