#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_287
نون دستشو کشید ته ظرف تخم مرغی-امر دیگه؟
-برو دیگه
-بزار فسقل بابا دنیا بیاد دارم واست
-با دهن پر حرف نزناینارم جمع کن جون پگاه
خوابیده بود روی دست چپشبا تکوناش لبخند میزد-بیا دیگهداره تکون میخوره
کنارش خوابید و دست گداشت روی شکمش-نه خودت میزاری بکارام برسم نه فسقل باباشکو؟
دستشو گرفت و گذاشت زیر شکمش-اینجا
بلند خندید-ای جونمچقدر تکون میخوره
-یواش ترسوندی بچمو
romangram.com | @romangram_com