#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_284
روی کاناپه خوابیده بود و تمر هندی میخوردمردش روی زمین نشسته بود و روغنی که مامانش داده بودو روی شکم گرد براماده ش میمالیدلبخند زد-مرد زندگی به تو میگن
-پرو نشومن واسه خاطر خودم این کارو میکنمفردا که دنیا اومد فسقل باباشمن میمونمو یه خانم چاق با بدن ترک خورد
با انگشت دماغشو گرفت-خیلی بیشعوری
خندید-نچپگاه حرف بد؟فسقل بابا یاد میگیره
-دلم ضعف میره
تمرو از دستش کشید-اینا چیه میخوری؟؟مامان میگفت سیب بده بخوره بچتون خوشکل بشه
دماغش چین افتاد-سیب دوست ندارم
-پاشو بشین کمرتم بمالم
-نمیخواد
romangram.com | @romangram_com