#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_235


-

-پگاه جوابشو بدههمش به مامان میگه پشیمونم

-دیگه نمیتونه برگرده

-همش از تو میپرسه

برگشت به درخت گوجه باغی اونطرف باغ نگاه کردیه روزی با میلاد اومده بودنددو تاییاب بازی کرده بودندجوجه کباب درست کرده بودندخندیده بودندخوابیده بودندهنوز عکساشو داشتهمه ی عکساشو داشتچشمش پر شد-دلم شکست وقتی رفت

-میلادم شکست بخدامن تالا بغضشو ندیده بودماون شب که نیومدی بغض داشتداداشم بد بغضی داشت

-میومدم فایده ای داشت؟میخواست برهاون پشت کرد به همه چیز

-فکر کرد دیگه نمیخوایش

-جونم به جونش بسته بوده

-دیگه نیس؟

romangram.com | @romangram_com