#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_206




تی شرت پگاه رو ازش گرفت و با دست لرزون تنش کردپگاه بی صدا اشک میریخت

بگو هیچ چیزی حالیم نیستبگو اصلا نمیفهمم

بگو معصومی چشمامفقط حربه اس یه جور دام

بگو طعم هزارتا لب همیشه روی لبهامه



پالتوشو برداشت و تنش کرددکمه هاشو بستدستاش میلرزیدپگاه زل زده بود به چشماش

بگو بانوبگو بازمبگو که لایقت نیستم

ولی هرگز گلم عمرمنگو که عاشقت نیستم



romangram.com | @romangram_com