#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_163


-میلاد؟چیزی شده؟نگرانم کردی

به کوچه ی تاریک نگاه کردهنوز برق نیومده بود-بشین تو ماشین زشته یکی میادمیگم واست



-گریه میکنی چرا؟

-مینوی دیوونههمه چیز خراب شددیگه درست نمیشه

چیزی نداشت بگهبابابزرگش اینا با عصبانیت رفته بودند خونه ی عمو ارسلانخبر داشت اونجا چه قیامتیه-

-من نمیخوام برم خونهالان همه افتادن به جون هم

دستشو گرفت-پگاه نمیخواستم بگماعصابم از ظهر که فهمیدم خورد بود

دماغشو بالا کشید-میرفتم خونه میفهمیدماوضاع خراب بود؟عمو اردلان عصبانی بود؟

-

romangram.com | @romangram_com