#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_149
مامانش زل زده بود بهش-فکر کردم خونه قدیمیه که تعمیرات میخواستهبابات الان میگفت7-8 سال ساخته
-
-میگم پگاه؟فکر کنم خبریه؟
-چه خبری؟
-نمیدونم پروین یه جوری حرف میزدانگار میخواست گوشی بده دست من!
-مگه گوشی دست کی بود؟
-بی مزهمنظورم اینه داشت یه چیزای بوداری میگفت
-بوی چی میداد حرفاش؟
-نمیدونماز تو پرسیدکی درسش تموم میشههنوز علی میگه زوده شوهرش بدی و این حرفا!
اب دهنشو محکم قورت دادمطمن بود میلاد حرفی نردهتوافق کرده بودند زوده-خب؟
romangram.com | @romangram_com