#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_136
شالو انداخت رو سرش-دلم نمیخواد ولی مجبورمبابا خودش گفت خونه ی خوبیه از دستت درمیرهگفت فکر کن قرض دادمبعدا پسش بده
سرتکون داد-میلاد خیلی خوشحالم خونه دار میشیمواسه پولشم نگران نباشخدا بزرگه
-بزن کنار همین جاستماهانو بگیر تا کلید بگیرم بیام
وارد کوچه که شدند پگاه از خوشحالی جیغ کشید-میلاد کوچمون خوشکله
خندید-خدا کنم از خونه خوشت بیادتعمیرات میخواد یه کمکوچیکم هست ولی حیاط داره که دوست داری
-کدومه؟
-وایسا همون در بزرگ مشکیه
درو هل داد تا باز بشه-بفرمایید بانو
romangram.com | @romangram_com