#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_129


-پگاه خانومیرسیدیم

صاف نشست به بیرون نگاه کردسر خیابونشون بود-هومبیدارم

کش و قوسی به بدنش داد و شالشو سر کردتوی جاده خوابش برده بود-ببخش نمیدونم چی شد خوابم برد

-میخواسم یه راست ببرمت خونمونروی تخت خودم راحت بخوابونمت توی بغل خودماحیف مامانم خونه بود

خندید-عرضه ای کارا رو نداری

-پگاه نشونت بدم تو این یه مورد چقدر عرضه دارم؟

خندید-نه باباعرضه خودتمن برم؟هواهم تاریک شده

-برو عزیزم

-میلادامروز خیلی خوب بودکبابم خیلی چسبیدسی سختو دوست دارم

-بازم میبرمت عزیزم

romangram.com | @romangram_com