#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_106
پشت فرمون نشست درو مهم کوبید به هم و ساندویچی که مینو داده بود پرت کرد روی صندلی کنار"دختره ی لجباز"ماشینو روشن کرد و راه افتاد"نشونت میدم"با فکر اینکه داره میره مسافرت پاشو روی گاز فشار دادشماره حامدو گرفت-کجایی؟دارم میام پیشت
به شعله های اتیش خیره شده بودهوای یه کم خنک شده بودصدای رودخونه هم نمیتونست اعصابشو اروم کنهسیگار دیگری روشن کرد
-میلاد داداش یه پاکتو خودت تنها به کف رسوندی
پک محکمی زد-یه امشب بیخیال شو ارواح جدت
-
-حامدکارم از اول اشتباه بودنباید پا پیش میزاشتم
-دلتو زده؟
-بحث سر دل زدن نیسجنسم ناجوره
romangram.com | @romangram_com