#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_104


-نیومدی؟

-دوش بگیرم میام

-زود بیا

-باشه

زیر دوش حمام ایستاداب سرد توی این هوای گرم بهتر بودچشماشو بستبعد از چهار روز امشب میدیدشبا خودش رو راست بوداین چهار روز سخت گذشته بودحتی صداشم نشنیده بوددلش خیلی هوای دیدنشو داشت



کنار امین نشسته بود پاهاشو عصبی تکون میدادبه ماهان که توی بغل مامانش بود نگاه کردحالت لب و دماغش مثل پگاه بودبه پرهام نگاه کردخوابیده بود وسط سالن و کارتون نگاه میکردچشمای پگاه رو داشتپگاه نبودنیومده بودسر درد رو بهونه کرده بودهمه باور کرده بودند فقط خودش میدونست چرا نیومده

مامانش ماهانو داد بغل مینو-فاطی میخوام اگه شد پنج شنبهاش رشته درست کنمیادت نره؟

-نذرت قبول باشهما که نیستیم!

سرشو برگردوند سمت مامان پگاه-چرا؟؟

romangram.com | @romangram_com