#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_390
- قول مي دم ... مردونه ...كه نشونت بدم ... اما اول من ... جان داداش ... جان آني ...
سر تكون دادم به اجبار ... من و بيتا رو بيرون كرد ... دل تو دلم نبود ... تو اون فيلم چي بود ... هزار و يك فكر از تو مخم گذشت ... كه آريا اومد بيرون ...
- بريم
- كجا ... ؟ تو قول دادي ...
- باشه بريم به قولم عمل كنم اما نه اينجا ...
- چرا ؟
- فرشاد مي گم بريم ... بيتا بمونيد خونه به هيچ وجه در باز نشه روي هيچ كس ...
بيتا دست آريا رو گرفت ... ترسيده بود ... آريا پيشونيش و بوسيد ...
- نترس ... خونه تحت نظره ... واسه احتياط گفتم ...
بيتا متعجب گفت
- تحت نظر ؟!
- آره تحت نظر پليس ... بين خودمون بمونه مامان نبايد بو ببره ... بريم فرشاد
romangram.com | @romangram_com