#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_301

يه بوسه ديگه رو چش سمت چپم زد ...

چشام و باز كردم و با اعتراض نگاش كردم ...بلند خنيديد و ...

- خوب وقتي چشات و باز نمي كني يعني منتظر بعديم ديگه ... !!!

صداي گوشيم اومد ... روي اپن بود ... بدو رفت و واسم اوردش .. .روش و نگاه كرد ... بعد دادش ... اعتراض كردم ...

- كارت خيلي زشته ... مثه اينه كه من بهت سنسور وصل كنم كجاميري به كي نزديك ميشي و ... اعتماد نداري بهم در صورتي كه من بايد اين ادعا رو داشته باشم ...

نگام كرد دو ثانيه اي مكث كرد ... بعدش ...

- تو ميخواي تا اخر عمر اين چوب و بزني تو سرم؟؟ ... واست قسم خوردم ... عذر خواستم ... پس ديگه تكرار نكن... بزار فراموشم شه ... فراموشمون شه ...

اس ونگاه كردم ... مامان بود

- فدات شم ما امشب نميايم ... حالم خوب نيست شايد فردا راه افتاديم .. هم به تو اعتماد دارم هم به آقاي دكتر ... مراقب خودتون باشيد ... ضمنا آقاي دكتر پسر خوبيه ... به باباتم گفته اشتباه كرده ... به غلط كردن افتاده ...قدرش و بدون ... مي تونه خوشبختت كنه ...

واي امشب و چطوري سر كنم ... باز چرا حال مامان بد شده ... نگران شدم .. تماس گرفتم ...

- الو

- الو آني تويي ؟...

romangram.com | @romangram_com