#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_277
من به تو دل دادم و دل سپردم ...
نبودي كه ببيني غصه خوردم ...
دلم برات تنگ شده خيلي زياد ...
نبودي و نديدي بي تو مردم ...
همينطور كه داشت مي خوند زل زده بود به من ... چشاي منم بي اختيار قفل شده بود روي چهرش ... يهو تو ذهنم حرف اون دختره تداعي شد ... " دختر جون امشب .... "
از جام پاشدم ...با قلدري گفتم
- منظورت از اين كارا چيه ؟ من ديگه بهت هيچ حسي ندارم ... اصلا چرا مامانت و اوردي ... اين مسخره بازيا چيه .. تو كه مي دونستي جواب من منفيه ...
دخترا واست يه بازين؟ ... هر لحظه با يكي ... مهرانه ، آني و هر ولگرد ديگه ... چرا دست از سر دلم بر نميداري ... بغض تو گلوم نشست ... دست از سرم بردار ...
همنيطور كه به ديوار تكيه داده بود با اون قيافه تو دل بروش ... مظلومانه در حالي اشكاش بند نمي اومد نگام مي كرد ... يه لحظه به خودم گفتم ظالم ببين چقدر داره اشك مي ريزه چرا اذيتش مي كني ... ولي حقش بود ... كسي كه اينقدر ... حقشه ...
- در و باز كن بريم بيرون كافيه ...
سرم و انداخته بودم پايين جلوي در منتظر بودم مثه يه پسر حرف گوش كن قفل در و باز كنه ...
اما از جاش تكون نمي خورد به ديوار اتاقم خيره شده بود ... دوباره حرفم و تكرار كردم ... كه در و باز كن ... بازم جوابي نشنيدم ...
romangram.com | @romangram_com