#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_175

عاشق چشماشم...

هر جا كه باشه ...

دلم مي خواد كنارش باشم ...

شب تا صبح بيدارم ...

خيلي دوسش دارم ..

غير ممكنه از اين عاشقي دست بردارم ...



كه صداي در ... مامان با همون قيافه حق به جانب هميشگي ... و مهرانه كه دستاش پر بود از نايلون ...

رفتن خريد؟ ... دلشون خوشه ... اين زنا هم به جاي اكسيژن لباس تنفس مي كنن ...

بهشون غذا ندن صداشون در نمياد... ولي واي با حال اينكه ازشون حق لباس خريدن رو بگيرن ... فرداش خودكشي كردن !!!

مهرانه نايلونها رو گذاشت رو مبلا ... مانتوش رو جلوي من در آورد ... يه تاپ ليموئي چسب تنش بود ... سرم رو برگردوندم كه چشم بهش نيفته ...

بي توجه به اين كارم اومد نشست كنارم و دستم و گرفت توي بغلش ... دستم و خيلي محكم از تو دستش كشيدم ...

romangram.com | @romangram_com